سفری به درون
  
 
 
آبان 1385
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
 
آرشیو

خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
شنبه 31 تیر ماه سال 1385
فراسوی واقعیت مادی

طبق سنجش افکار عمومی تقریباً 96 درصد مردم به وجود خدا اعتقاد دارند و این نشان دهنده آن است که بین اعتقاد و آنچه ما واقعیت روزمزه می نامیم خلاء عظیمی وجود دارد که باید بهبود  یابد .

هر چیزی که ما به عنوان واقعیتی عادی تجربه می کنیم در قلمرو نامرئی در فراسوی زمان و فضا به وجود آمده ؛ بنابر نظریات علمی این قلمرو شامل انرژی و اطلاعات است و این منبع نامرئی خلقت یک فضای خالی نیست بلکه خود در زهدان آفرینش قرار دارد و چیزی این آفرینش را خلق می کند و به آن سازمان می بخشد .

نه تنها شناخت این منبع الهی بصورت انتزاعی امکان پذیر است بلکه می توان به این منبع نزدیک شد و با ذات آن یکی شد .وقتی چنین شد افق دید ما به سوی واقعیات جدیدی گشوده می شود و در این حالت خدا را تجربه می کنیم .

آیا ما برای درک مستقیم متعالی آماده و مشتاقیم ؟آیا این استحکام بخشی به سنت های معنوی قبلی نیست ؟

اگر ما بدانیم گرفتاریها و مصیبت های زندگی در صورت عدم شناخت این منبع نا محدود و لایتناهی به وجود می آیند .آن وقت می فهمیم  که اومنبع هرانگیزه عشق است و زیبایی و حقیقت فرزندان خداوند هستند .

نزدیک شدن به خدا از طریق شناخت و درک مستقیم تنها روشی است که باعث بهبودی ترس از مرگ و وجود روح را تایید می کند و همچنین معنی زندگی را به اوج نهایی اش می رساند .

آیا تا به حال فکر کرده ایم که تمام اعتقادات ما به هم ریخته است .یعنی بجای تصورخدایی بزرگ او را به یک واقعیت محدود کرده ایم .

حقیقتی روشن و بی پرده در ابتدای هر تحقیقی در مورد خدا وجود دارد و آن این است که در دنیای مادی چیزی نیست که ردپایی از خدا در آن نباشد .

همه ما قابلیت رفتن به فراسوی قید و بندهای مادی را داریم .اما غالباً از بها دادن به این توانائی قصور می ورزیم .احساس نزدیک شدن به خدا در هر سن و هر کی می تواند اتفاق بیافتد .

 

در این جهان بایستی یک منبع خلاق و نامرئی وجود داشته باشد که عالم هستی از ان منشاء گرفته است زیرا کائنات نمی توانند تا قبل از محور زمان و مکان ردیابی شوند و در آنجا باید محلی برای ملاقات اضداد وجود داشته باشد .

وقتی که یک قدیس یا صوفی به محل گذر سفر می کند تجربیات خاصی دارد مانند : بی وزنی – حس شناور بودن یا از بالا به پایین نگاه کردن – سبک تر و آسانتر نفس کشیدن – کمتر شدن ناراحتی ها و دردهای فیزیکی – احساس جاری شدن انرژی در بدن – حساسیت فزاینده همه حس ها – رفتن به درون نور .

قدیسان با اسرار زندگی می کند .

آیا می شود که زندگی با روز مرگی اش به نوعی   نعمت  و لذت خلوص تغییر یابد .

تجربه یک قدیس :

او پوششی است که ما را در خود می پوشاند و به دنبال رایحه اش می کشاند ؛ ما را در آغوش می کشاند و کاملاً محصور می کند – در اینجا بمان برای عشق که در این صورت بدون وقفه بیشتر از آنچه هست خواهیم شناخت ؛ و این یک شاًن و مقام است .ما به این دنیا عادت کرده ایم و زمان و مکان مثل توری هستند که ما را به دام انداخته اند اما چگونه می شود از لوراژهای تور بیرون بیایم و خدا را بیابیم :

اظهار نظر معروف انشتین : من می خواهم بدانم که خدا چگونه فکر می کند بقیه چیزها جزئی هستند .

فرایند شفا بخشی ‌‌1- جسم و بیماری در سطح واقعیت مادی  2- دعا در سطح کوانتوم 3- دخالت خدا در سطح مجازی

در قرن فرانشتین و دیگر پیش تازان فیزیک کوانتوم مرز واقعیات مادی را به سوی دنیای جدید گشودند و در کمال حیرت به تجربه ای عارفانه رسیدند آنها احساس کردند زمانی که نور رمز و رازهایش کنار می گذارد ، نور خدا شناخته می شود .

با ارزش ترین چیزها در کائنات چرخان ، صورت ظاهر ،  معنا      ، زیبایی ، حقیقت و عشق اند که به شکلی مرموز در عالم هستی وجود دارند .

رستگاری یا به عبارت دیگر نجات و رهایی تنها کلامی به منظور فراخونی توانائی ذاتی شما برای دیدن با چشم دل است .

دیدگاه برخی از مردم نسبت به روح و جان کاملاً محدود و بسته است و عجیب نیست که درک و شناخت خدا بیداری و  وقوف نامیده می شود .

یک نفر کاملاً هشیار و بیدار ، سر شناخت خدا ست – آخرین مرحله خدا شناسی یعنی ستایش قلمرو بیکران خلاقیت خداوند اهداف غایی است و این مرحله بودن محض است که به ما اجازه می دهد از آفرینش بیکران خداوند نهایت لذت را ببریم . به گفته سیمون ویل نویسنده و پژوهشگر فرانسوی می گوید که در اینجا فقط یقین کار ساز است و هر چیزی غیر از آن بی ارزش کردن خداست .

خانواده بشری عمیقاً وابسته به مقدمات است و اینکه همه ما از یک منشاء به وجود آمده ایم و همه ما در سفری به سوی خوبی ها بیشتر همیشه و هر عملی از ما از زاویه کیهانی ارزیابی می شود .

وقتی که ما به فراسوی کل انرژی می رویم در آنجا چیزی جزء خلاء وجود ندارد نور قابل رویت تبدیل به نور مجازی می شود ، زمان و فضای حقیقی تبدیل به زمان و فضای مجازی می شود در این فرایند تمامی خواص ناپدید می شوند نور دیگر درخشش ندارد ، مسافت در مورد فضا و مکان معنا ندارد و زمان جاودانه و ابدی است . این است زهدان آفرینش تحرک لایتناهی و زنده .

v     تجربیاتی که ما در عالم خاکی برایمان اتفاق می افتد :

v     با نگاه کردن به آسمان حس بی کرانگی در فضا را در می یابید

v     با دیدن یک زیبایی خیره کننده برای لحظه ای فراموش می کنید کی هستید .

v     در حضور مرگ گذر پرواز را حس می کنید .

v     در میان یک خط ناگهان احساس می کنید که محافظت و مراقبت می شوید .

هنگامی که ما این اتفاقات را تجربه می کنیم مقرمان به روش غیر معمول واکنش نشان می دهد . در واقع به خدا پاسخ داده است .

ما برای پدیدا کردن خدا تکامل یافته ایم خدا برای ما یک انتخاب نیست بلکه یک ضرورت است به گفته ویلیام جیمز روان پزشک : ذات بشر دارای اراده ای برای اعتقاد داشتن به نیروی برتر است .

برای شناخت خدا مجبوریم از شیوه های جدیدی پیروی کنیم حتی از کنش و واکنش های عجیب در جایی که ما را هدایت می کنند بهره گیریم و به گفته یک مهم الهی : دنیای مادی لایتناهی است اما لایتناهی بودن آن کسل کننده است ، بی کرانگی جالب و واقعی در ماورای دنیای مادی قرار دارد .

آنچه می خواهیم چه جوری بدست آوریم :

شیوه دعا و نیایش – در دسترسی و فراسوی واقعیت مادی است که ما را به سوی مکان اصلی راهنمائی میکند . طبق انجام تحقیقات شا فی بهبودی بیمارانی که تحت عمل جراحی قرار داشته اند و برایشان دعا شده بود از 50 درصد به 100 درصد افزایش می یابد .

دعا سفری به ضمیر خودآگاه و ما را به جایی متفاوت از افکار معمولی می برد تا وقتی که براب یک بیمار دعا می کنیم به او در جایی ملحق می شویم که مرزهای جسم دیگر به حساب نمی آید و نیت ما بر حال او اثر می گذارد و این اثر در راستای مرز زمان و فضا رخ می دهد و دعا یک رویداد کوانتومی است که در مقر رخ می دهد . 

 

 

 


 
چهارشنبه 21 تیر ماه سال 1385
گفتارهایی از اوشو

[  کسی که بتواند به غریبه ای سلام کند ، به یک درخت هم میتواند سلام کند . میتواند برای پرنده ها آواز بخواند . آنها هر روز آواز میخوانند و تو حتی به روی خود هم نیاورده ای که باید که باید روزی چهچهه ی آنها را پاسخ دهی !  مراقبه تسلیم است ، نه تقاضا . مراقبه تحمیل کردن مسیر خود به هستی نیست ، بلکه آرام گرفتن در مسیری است که هستی میخواهد در آن باشی . مراقبه با دنده ی خلاص رفتن است .  زندگی فقط فرصتی است برای تعالی ، برای بودن ، برای شکوفا شدن . زندگی به خودی خود خالی است ، تا خلاق نباشی قادر نخواهی بود آن را با رضایت خاطر پر کنی . تو نغمه ای در دل داری که باید سراییده شود و رقصی که باید اجرا شود .  با افراد به عنوان وسیله رفتار نکن ، آنها سر منزل خودشان اند . به آنها وصل شو ، در عشق ، در عزت ، هرگز آنها را در تملک نگیر و هرگز در تملکشان قرار نگیر ! به آنان وابسته مباش و دیگران را به خود وابسته نکن .  بگذار این قاعده اساس زندگی باشد ، یکی از اساسی ترین قواعد : " هر چه نسبت به خودت باشی ، نسبت به دیگران هم همان خواهی بود اگر خودت را دوست بداری دیگران را هم دوست خواهی داشت "  زندگی باید جنبشی دائمی شود . جنبشی از نورها در سراسر سال . تنها آنگاه می توانی رشد کنی ، شکوفا شوی که چیزهای کوچک و پیش و پا افتاده را به جشن مبدل کنی .  بیشتر مذاهب و فرقه ها این نکته را تعلیم داده اند . " از دنیا دست بشوی " ولی من به تو تعلیم می دهم " دنیا را دگرگون کن " از خودت اثرات سازنده و مثبت به جای بگذار ، دنیا را زیباتر کن .  مقایسه را کنار بگذار ، آنگاه زندگی واقعاً زیباست . مقایسه را کنار بگذار آن وقت می توانی بی کم و کاست از زندگی لذت ببری . کسی که از زندگی اش لذت می برد هیچ میلی به تملک ندارد زیرا می داند چیزهای واقعی زندگی که ارزش لذت بردن دارند قابل خریداری نیستند .  گوش دادن یعنی آموختن زیرا وقتی خاموش گوش فرا می دهی کل هستی سخن گفتن با تو را آغاز می کند . وقتی کاملاً ساکتی این عالیترین لحظه برای یادگیری است . زندگی رمز و رازهای خودش را وقتی آشکار می سازد که تو خاموشی .  هستی همواره در پی جبران نیکی های توست . هر چه به هستی ببخشی هزاران برابرش را به تو باز می گرداند . تو یک شاخه گل هدیه میکنی و هزاران شاخه گل همه سو بر سر و رویت می بارد . به مالت نچسب ، اگر واقعا مایلی که ثروتمند شوی ، اگر میخواهی دنیای درونی و پر مایه ای داشته باشی ، هنر بخشش را بیاموز .  تحصیلات واقعی به تو آموزش نخواهد داد که رقابت کنی ! بلکه به تو آموزش میدهد با دیگران همکاری کنی ، به تو آموزش نخواهد داد مبارزه کنی و نفر اول باشی . به تو آموزش خواهد داد بی هیچ مقایسه ای با دیگران خلاق و با محبت و لذت بخش باشی .  عشق خلوص میبخشد ، هر قدر بیشتر عشق بورزی ، در عشق کا کشته ، ماهر و زیرک میشوی . میلیون ها ازدواج با شکست مواجه میشود چون دو آدم بی تجربه سعی دارند برای مشکلات راه حلی بیابند . اگر هر دو بی تجربه باشند ازدواج محکوم به شکست است . ازدواج به کا کشتگی نیاز دارد . ازدواج تلاشی است بزرگ برای خلق یک سمفونی بین موجودیت دو انسان !  ازدواج نهادی است که نظم ، قناعت ، خویشتن داری ، گذشت و بسیاری از فضیلت های با شکوه تر را به آدم می آموزد ، که اگر مجرد بودی به آنها احتیاجی نداشت


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 106326


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها