سفری به درون
  
 
 
آبان 1385
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
 
آرشیو

انگلیسی با موبایل Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
سه شنبه 2 آبان ماه سال 1385
آیا می دانید ایرانیان.....
آیا می دانید:اولین مردمانی که حیوانات خانگی را تربیت کردند و جهت بهره مندی از آنان استفاده کردند ایرانیان بودند
آیا می دانید:اولین مردمانی که مس را کشف کردند ایرانیان بودند
آیا می دانید:اولین مردمانی که آتش را در جهان کشف کردند ایرانیان بودند
آیا می دانید:اولین مردمانی که ذوب فلزات را آغاز کردند ایرانیان بودند در شهر سیلک در اطراف کاشان
آیا می دانید:اولین مردمانی که کشاورزی را جهت کاشت و برداشت کشف کردند ایرانیان بودند
آیا می دانید:اولین مردمانی که نخ را کشف کردند و موفق به ریسیدن آن شدند ایرانیان بودند
آیا می دانید:اولین مردمانی که سکه را در جهان ضرب کردند ایرانیان بودند
آیا می دانید:اولین مردمانی که عطر را برای خوشبو شدن بدن ساختند ایرانیان بودند
آیا می دانید:اولین مردمانی که کشتی یا زورق را ساختند ایرانیان بودند به فرمان یکی از پادشاهان زن ایرانی
آیا می دانید:اولین ارتش سواره نظام در دنیا توسط سام ایرانی اختراع شد با 115 سرباز
آیا میدانید:اولین مردمانی که حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پیش در جنوب ایران ، ایرانیان بودند
آیا می دانید:اولین مردمانی که شیشه را کشف کردند و از آن برای منازل استفاده کردند ایراینان بودند
آیا می دانید:اولین مردمانی که زغال سنگ را کشف کردند ایرانیان بودند
آیا می دانید:اولین مردمانی که مقیاس سنجش اجسام را کشف کردند ایرانیان بودن
آیا می دانید:اولین مردمانی که به کرویت زمین پی بردند ایرانیان بودند
آیا می دانید:اولین مردمانی که قاره آمریکا را کشف کردند ایراینان بودند و کریستف کلب و واسکودوگاما بر اثر خواندن کتابهای ایرانی که در کتابخانه واتیکان بوده به فکر قاره پیمایی افتادند
آیا می دانید:کلمه شاهراه از راهی که کورش کبیر بین سارد پایتخت کارون و پاسارگاد احداث کرد گرفته شده است
آیا می دانید:کورش کبیر در شوروی سابق شهری ساخت به نام کورپولیس که خجند امروزی نام دارد
آیا می دانید:کورش پس از فتح بابل به معبد مردوک رفت و برای ابراز محبت به بابلی ها به خدای آنان احترام گذاشت و در همان معبد که بیش از 1000 متر بلندی داشت برای اثبات حسن نیت خود به آنان تاج گذاری کرد
آیا می دانید:اولین هنرستان فنی و حرفه ای در ایران توسط کورش کبیر در شوش جهت تعلیم فن و هنر ساخته شد
آیا می دانید:دیوار چین با بهره گیری از دیواری که کورش در شمال ایران در سال 544 قبل از میلاد برای جلوگیری از تهاجم اقوام شمالی ساخت ، ساخته شد
آیا می دانید:اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد
آیا می دانید:کمبوجبه فرزند کورش بدلیل کشته شدن 12 ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ایرانی در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد . او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود
آیا می دانید:داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار 520 قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر تهاد و برای همین مناسبت 2 نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکو ( نقره )
را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد
آیا می دانید:داریوش کبیر طرح تعلمیات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی کرد که بعدها خط پهلوی نام گرفت . ( داریوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود می اندیشید . )
آیا می دانید:داریوش در پایئز و زمستان 518 - 519 قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغد آورد
آیا می دانید:داریوش بعد از تصرف بابل 25 هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بودند آزاد کرد ..
آیا می دانید:داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهراه بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین میرفت که بعدها جاده ابریشم نام گرفت
آیا می دانید:اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش کبیر به صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترین کاخ آسیا شبیه سازی شده باشد که فقط ماکت کاخ پرسپولیس 3 سال طول کشید و کل ساخت کاخ ?? سال به طول انجامید
آیا می دانید:داریوش برای ساخت کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بوده 25 هزار کارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استادکار هر 5 روز یکبار یک سکه طلا ( داریک ) می داده و به هر خانواده از کارگران به غیر از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن - کره - عسل و پنیر میداده است و هر 10 روز یکبار استراحت داشتند
آیا می دانید:داریوش در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می داده است که به گفته مورخان گران ترین کاخ دنیا محسوب میشده . این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگران به بیگاری مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد که با شلاق نیز همراه بوده است
آیا می دانید:تقویم کنونی ( ماه 30 روز ) به دستور داریوش پایه گذاری شد و او هیاتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی "دنی تون" بسیج کرده بود . بر طبق تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای 5 عید مذهبی و 31 روز تعطیلی رسمی که یکی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است
آیا می دانید:داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گزاری کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع کنند
آیا می دانید:داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاک -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنیان نهاد
آیا می دانید:اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد
آیا می دانید:داریوش برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان که جزوی از امپراطوری ایران بوده سدی عظیم بروی رود سند بنا نهاد
آیا می دانید:فیثاغورث که بدلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش کبیر دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد
آیا می دانید:در طول سلطنت داریوش کبیر 242 حکمران بر علیه او شورش کرده بودند و او پادشاهی بوده که با 242 مورد شورش مقابله کرد و همه را بر جای خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ایران بسط داد . او در سال آخر پادشاهی به اندازه 10 میلیون لیره انگلستان ذخیره مالی در خزانه دولتی بر جای گذاشت
*** داریوش در سال 521 قبل از میلاد فرمان داد:من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پایین اجتماع خشنود نیستم .. ***
یاد آنان گرامی . شاید ما ذره ای میهن پرستی را از آنان بیاموزیم.

 
شنبه 8 مهر ماه سال 1385


 
238098.jpg
از زمان هاى قدیم سنت این بود که در مصر فقط مردان مى توانستند حکمروایى کنند اما روابط خانوادگى خاندان سلطنتى مصر بسیار پیچیده بود و زمانى که یک فرعون موفق زن به قدرت رسید، این سنت فراموش شد.
زنان در مصر باستان
در مصر باستان زنان نسبت به جوامع دیگر مثل بین النهرین و یونان، از نظر اجتماعى شرایط بهترى داشتند. آنان اجازه داشتند که صاحب اموال خود باشند و از پدر و شوهر خود (آخرین شوهر) ارث مى بردند و هنگام مشاجره و برخورد، اجازه داشتند که به دادگاه مراجعه نمایند و از حق قانونى خود دفاع کنند.
اساس این قوانین زنان مصر، برخلاف زنان یونانى که خانه نشین بوده و نمى توانستند در جوامع ظاهر شوند، حق حضور در جوامع عمومى را داشتند و این شرایط سبب شد که تعدادى از ملکه هاى مصر، چه قبل و چه بعد از هات شپ سات به عنوان نیابت پادشاهى مصر انتخاب شوند. قبل از هات شپ سات، هفدهمین سلسله (دودمان) پادشاهى مصر زنانى چون تتى شرى، «آهوتپ دوم»، «آهموس نفر تارى» زندگى مى کردند که در دستگاه حکومتى مصر به عنوان ملکه صاحب قدرت بودند. به قدرت رسیدن این زنان یکى پس از دیگرى، سبب شد که افکار عمومى نظر مثبتى نسبت به قدرت زنان پیدا کنند و باور نمایند که زنان مى توانند ثبات و نظم در جامعه به وجود آورند. آنان راهگشاى هات شپ سات بودند و یقیناً او زنى فوق العاده بود که توانست به عنوان فرعون در مصر باستان حکومت کند.
هات شپ سات پنجمین فراعنه هجدهمین سلسله پادشاهى مصر، دختر توتموس اول و آهمس بود. وقتى پدر او مرد برادر ناتنى او که از هات شپ سات کوچکتر بود به سلطنت رسید. براساس قوانین مصر باستان، زنان خون سلطنتى در رگ هاى خود داشتند و هر یک از مردان خاندان سلطنتى مجبور بودند که براى تثبیت موقعیت خود، با یک زن از خاندان سلطنتى ازدواج کنند و این مسأله اغلب سبب ازدواج فرعون با خواهر تنى، خواهر ناتنى و یا دخترى با نسبت فامیلى نزدیک مى شد. به همین جهت توتموس دوم، براى تحکیم موقعیت با خواهر ناتنى خود، هات شپ سات ازدواج کرد. او بسیار ضعیف بود و کاملاً تحت نفوذ شخصیت  قوى هات شپ سات قرار داشت. توتموس دوم چند سال بر مصر حکومت کرد و از هات شپ سات صاحب دو دختر به نام هاى نفرورا و مرى را هات شپ ست و از همسر دیگرش صاحب پسرى به نام توتموس سوم شد. او خیلى زود در سال ۱۴۷۹ پیش از میلاد درگذشت و توتموس سوم جانشین او شد. به دلیل کودکى فرعون جدید هات شپ سات به عنوان نایب السلطنه انتخاب شد. وى و فرعون جدید مصر تا سال ۱۴۷۳ (پ . م) بر مصر حکومت کردند. او با پشتیبانى کاهن هاى معبد آمون، خود را همسر خداى آمون نامید. در سنگ نبشته هاى دیوارهاى معابد چنین آمده است که توتموس اول او را وارث خود قرار داده و او را پادشاه مصر سفلى و علیا خوانده است. هنگامى که توتموس سوم به سن ده سالگى رسید، هات شپ سات خود را فرعون نامید و براى این منظور او زمین ها و عنوان همسر خدا را که ویژه زنان بود به دخترش نفرورا تسلیم کرد. وى در سال ۱۴۹۰ پیش از میلاد تاجگذارى کرد و نام سلطنتى خود را «ما ات کارا» (سرآمد زنان اشراف زاده) گذاشت.
او پشتیبانان مقتدرى چون راهب اعظم معبد آمون هپاس نب و سایر راهب هاى معابد داشت که به او کمک کردند تا موقعیت خود را تثبیت کند. در سنگ نبشته ها به او لقب جنگ طلب و خشمناک داده اند. با وجود این عناوین در دوران حکومت او امنیت نسبى برقرار بود. او براى ارتقا بخشیدن به ارتباطات تجارى مصر، هیأت تجارى مصر را به سواحل آفریقا فرستاد و این هیأت تا سرزمین پونت (سومالى فعلى) نیز سفر کردند. او معابد بسیارى در تبس بنا کرد که هنوز یادآور شکوه و جلال معمارى مصر آن زمان است.
و به این ترتیب او رئیس تمام راهب و راهبه هاى آمون بود و احتمالاً براى انتخاب راهب ها قدرت کافى داشت.
در میان حکومت زنان، دوران سلطنت هات شپ سات، را مى توان دوران مهمى نامید، زیرا او بیش از زنان حاکم(نایب السلطنه و ملکه) قبل و بعد از خود حکومت کرد و مصر تحت فرمان او کشورى باثبات و پررونق بود. تا قبل از سلطنت هات شپ سات، هیچ زنى در مصر حکومت نکرده بود و براى ادامه این سنت، او از لباس مردانه و ریش مصنوعى استفاده مى کرد. شاید براى اینکه بهتر بتواند وظایف یک فرعون را به خوبى انجام دهد. تصاویرى که از او در دیوار معابد حک شده، همیشه شمایل یک مرد را نشان مى دهد، درحالى که در مطالب سنگ نبشته ها از او به عنوان یک زن یاد مى شود. او به خود گفته بود که جنسیت او به این که او مى تواند فرعون شود، ربطى ندارد. وى خواست که با او همانند سایر فراعنه رفتار شود. وقتى که سپاهى را براى سرکوبى نوبیا فرستاد، نه تنها همراه سپاه عازم میدان جنگ شد، بلکه رهبرى لشکر مصر را نیز خود به عهده گرفت. این نشان مى دهد که او رهبرى شجاع و نترس بود و از هرنظر با فراعنه مصر قبل از خود برابرى مى کرد. یکى از دستاوردهاى دوران حکومت هات شپ سات، حکومت بر مصر میانى بود. او مدتها مصر میانى را زیر سلطه خود گرفت و تعداد زیادى معابد جدید در آنجا بنا نمود. خارج از مصر او موفقیت چندانى به دست نیاورد و بسیارى از حکام و شاهزاده هاى فلسطین و سوریه، گاهگاهى سرزمین خود را از سلطه مصر آزاد مى کردند. این زن فوق العاده بیست و دو سال بر مصر حکومت کرد ومشخص نیست که وى به مرگ طبیعى مرده یا کشته شده است. او در سال ۱۴۵۸ قبل از میلاد ناپدید شد.
پس از رسیدن به مقام فرعون مصر، هات شپ سات دستور انجام کارهاى بسیارى را صادر کرد. اولین کار او بناى دو ستون سنگى بزرگ بود که در آسوان برش داده و به کارناک حمل کردند. این ستون ها بزرگترین ستون هرمى شکل بود که به احترام خداى آمون بنا شده بود. از معابد و بناها و سنگ نبشته هاى زمان وى چیز زیادى باقى نمانده است، زیرا این آثار به دلیل هرج و مرج و خشونت پس از وى یعنى در زمان حکومت توتموس سوم تخریب شد. بعدها او دستور ساختن سه ستون سنگى بزرگ دنیا را صادر کرد. (یکى از این ستون ها قبل از حمل به کارناک ترک برداشت و هنوز در دره آسوان وجود دارد) او تصمیم داشت که این ستون ها را به مناسبت جشن شانزدهمین سال سلطنتش بنا کند. در کارناک او معابد بسیارى را تعمیر کرد و حتى معبد کوچکى هم در صخره هاى شمال مصر بنا کرد و سنگ نبشته هاى زیادى درباره حکومت خود در آن معبد به جا گذاشت که بیشتر آن در زمان سلطنت توتموس سوم از بین رفت. او دستور داد که مقبره اى براى وى در دره پادشاهان بنا کنند که پس از جلوگیرى از بناى مقبره هاى بیشتر در این دره، ساخت مقبره مشهور او در دیرالبحر آغاز شد. این معبد یا مدفن در کنار معبد قدیمى  تر منتو هاتپ که مربوط به زمان سلسله یازدهم پادشاهى مصر بود، بنا شد. در این معبد نیز سنگ نبشته هایى درباره زندگى و دستاوردهاى او پیدا شد که بیشتر آنها از بین رفته اند.
در اواخر قرن بیستم، جسد مومیایى شده توتموس اول و دوم در میان تعداد زیادى مومیایى در دیرالبحر کشف شد. تعداد زیادى مومیایى زن ناشناس نیز در این گروه دیده شد. اخیراً مى گویند که احتمالاً مدفن او در مقبره ۶۰ دره پادشاهان باشد. تحقیقات نشان داده بود که این مقبره به ملکه سلسله هیجدهم پادشاهى تعلق دارد. مومیایى یک زن یا هات شپ سات دراین مقبره وجود دارد که ماسکى جواهرنشان بر چهره دارد و جایى هم براى ریش همانند فراعنه در آن دیده مى شود.


 
چهارشنبه 22 شهریور ماه سال 1385

این خبر  باستانی از سایت بازتاب گرفتم اما گویا مفسر خبرش از این دنیا به دور بوده واقعا از یک چنین خبرنگاری آدم به حیرت میوفته .حالا خودتون خبرو بخونین تا بیشتر متوجه منظورم بشین.نمی دونم تا به کی ما آدمها می خوایم مثل کبک سرمونو زیر برف نگه داریم .همجنسگرا از اول تاریخ بوده و تا پایان دنیا هم خواهد بود هم در کتابهای آسمانی در موردشون نوشته که البته من فکر نمی کنم اونا همجنسگرا بوده باشن چون به اشخاص به زور تجاوز می کردند اما باز بهشون اشاره شده یعنی معلوم کرده که همجنسگراها بودند  و در دل تاریخ هم بسیار به همجنسگراها اشاره شده از جمله تاریخ تمدن نوشتهء ویل دورانت اما باز هم یه عده اشخاص بی خبر و خبرنگاران بی دانش و خرد به همچین خبرهایی به دیدهء تحجر و مذهبی نگاه می کنند تا علمی و پژوهشی و در همه جا می خواهند افکار و اندیشه های فکرهای بستهء خودشونو به خورد جامعه بدهند.خودتون خبر بخونید تا متوجه بشین چی می گم.

*********************************************************

شکست آخرین تلاش همجنس‌بازان برای دست و پا کردن هویت تاریخی


چندی پیش با کشف یک معبد قدیمی در منطقه اهرام مصر، مجسمه‌ای بسیار قدیمی، کشف شد که در آن، دو مرد یکدیگر را در آغوش گرفته و بینی هم را می‌بوسیدند...یکی این‌که آن دو مرد روابط همجنس‌بازانه داشته‌اند که نظر اخیر، طرفداران بسیاری در میان همجنس‌بازان به دست آورده است.

۱ دی ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۱۲:۲۳ تعداد بازدید : 21988 کد خبر : ۳۲۳۹۶

آخرین تلاش گروه‌‌های همجنس‌باز برای ارائه هویت تاریخی و قدیمی از همجنس‌بازی با شکست روبه‌رو شد.
به گزارش سرویس بین‌الملل «بازتاب»، با تکمیل تحقیقات چند پژوهشگر زبده آثار باستانی در دانشگاه نیویورک، فرضیه همجنس‌بازان درباره یک مجسمه قدیمی مصری رد شد.

چندی پیش با کشف یک معبد قدیمی در منطقه اهرام مصر، مجسمه‌ای بسیار قدیمی، کشف شد که در آن، دو مرد یکدیگر را در آغوش گرفته و بینی هم را می‌بوسیدند که با کشف این اثر، همجنس‌بازان تلاش کردند تا آن را پیشینه قدیمی همجنس‌بازی در اعصار گذشته قلمداد نمایند.

روزنامه «نیویورک‌تایمز» در گزارشی نوشت: هنگامی که چهار دهه پیش برای نخستین بار، مصرشناسان وارد این معبد شدند، از کشف آثار جالب و جدید، ناامید نشدند.

این مقبره، نخستین بار در سال 1946 مورد اکتشاف قرار گرفت؛ مقبره‌ای که در خارج از قاهره و در نزدیکی هرم پلکانی «نکروپولیس» سقره نکته بسیار جالب برای پژوهشگران، نقاشی‌های هنری روی دیوار این معبد بود؛ دو مرد که همدیگر را در آغوش گرفته و نامشان نیز چنین بودند. اسم آنان نیز نوشته شده بود: «نیان خخنوم» و «خنوم هوتپ» که حدودا بین 2320 تا 2380 سال پیش از میلاد در آنجا دفن شده بودند.

جالب و عجیب‌تر این‌که در مقابر مصری، به ندرت دو مرد در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و روش معمول برای چنین مقبره‌هایی دفن مرد به همراه همسر و فرزندانش در مقبره است.

در نقاشی دیگری هم، آنان دست‌های یکدیگر را گرفته و بینی همدیگر را می‌بوسند که شکل معمول بوسیدن در مصر باستان بوده است.

با تحقیقات زیاد در این‌باره، سرانجام دو تفسیر کلی از نقاشی‌ها ارائه شد؛ یکی این‌که آن دو مرد برادر بوده‌اند و احتمالا دوقلوهای همسان و دومی آن‌که آن دو، روابط همجنس‌بازانه داشته‌اند که نظر اخیر، طرفداران بسیاری در میان همجنس‌بازان به دست آورده است.

اما هم‌اکنون یک مصرشناس دانشگاه نیویورک، نظریه سومی را مطرح کرده که احتمالا این دو مرد، دوقلوهای به هم چسبیده بودند.

«دیوید اوکونر» استاد این دانشگاه می‌گوید: «به نظر من آن دو مطمئنا دوقلو بوده‌اند، اما از گونه‌ای خاص. دوقلوهای به هم چسبیده و این ویژگی فیزیکی، باعث شده است تا تفسیرهای زیادی از حالات آنان بشود».

دکتر «جان بینز»، باستان‌شناس استاد دانشگاه آکسفورد می‌گوید: علت تفسیر همجنس‌بازانه از این تصویر، معمولا این است که در مقبره‌های بسیاری، تصاویر زن و مرد همسری که دفن شده‌اند، در آغوش هم دیده می‌شود که نشان‌دهنده رابطه جنسی آنان بوده، اما این ایده، اساسا از تحمیل مفاهیم مدرن بر مسائل باستانی سرچشمه می‌گیرد، نه از توجه به مفاهیم فرهنگی آن زمان.

این آرامگاه هم مانند بسیاری آرامگاه‌های دیگر از سنگ ساخته شده و دارای چند اتاق است که در زیر آنها محل دفن بوده که باقی‌مانده‌های این دو مرد پیدا نشده است.

در مقابر مصری، معمولا زندگی شخص مدفون در آن محل بر روی دیوارها نقاشی می‌شده است. عکس‌های این دو مرد و نوشته‌‌هایی به خط هیروگلیف درباره آنان و خانواده‌هایشان نیز در راهروها و اتاق‌های آرامگاه به چشم می‌خورد. این دو مرد، دارای همسرانی بوده‌اند که نامشان نیز در نوشته‌ها آمده، اما هیچ صحنه‌ای از آنان که همسرانشان را در آغوش بگیرند، دیده نشده است.

رابطه نزدیک این دو مرد، نه تنها در نقاشی‌ها نشان داده شده، بلکه آنان را دست در دست و در آغوش هم نشان می‌دهد. دکتر اوکونر می‌گوید: در یک اتاق، تصویر یکی از آنان بر دیوار و تصویر دیگری بر دیوار روبه‌روست که کارهای مشابهی انجام می‌دهند؛ اگر یک ماهی می‌گیرد، دیگری در حال شکار است و این نزدیکی روابط، باعث ایجاد نظریات پیش‌گفته در مورد آنان شده است.

نام آنان نیز ایده دیگری را تداعی می‌کند. دکتر اوکونر می‌گوید: در هر دو، نام خدا «خنوم» وجود دارد که در مصر باستان به معنای یکی بودن است.

با این حال، هر فرضیه‌ای ارائه شود، مشکل این است که ما اطلاعات زیادی در مورد نگرش مصری‌ها به دوقلوها یا همجنس‌بازان نداریم.

در تاریخ تمدن بشری هم سوابق کمی در مورد دوقلوها داریم و اگر آنان دوقلوی به هم چسبیده بوده باشند، آن‌گاه نحوه نگرش و تمایلات مصری‌های باستان به آدم‌های دچار ناتوانی‌های فیزیکی، باید مایه افتخار آنان باشد.
دکتر اوکونر می‌گوید: احتمال دیگری است که آنان به همراه یکدیگر در خدمت شاه و از مهتران وی بوده‌اند.

همجنس‌بازی در اسناد تاریخی مصری به ندرت مورد توجه بوده و تنها در برخی افسانه‌ها درباره خدایان خاصی است که در آن موارد هم رابطه‌ای غیرمعمول شناخته شده است.

دکتر اوکونر می‌گوید: حمایت شدید همجنس‌بازان از آنان، به علت آن است که آنان می‌خواهند در تاریخ نیز سابقه‌ای برای خود پیدا کنند.


 


 



 
یکشنبه 19 شهریور ماه سال 1385

هیچ می دانید بزرگترین کشف باستان شناسی سده گذشته, کشف مقبره " توت عنخ امن " بوده است؟ ایا دوست دارید احساس قبل و بعد از کشف این مقبره اسرار امیز را در وجودتان احساس کنید.؟ امروز تصمیم دارم شما را تا انجا که در توان دارم با هاروارد کارتر در کشف این بنای باشکوه همسفر کنم . نویسنده توانای انگلیسی بنام "L.G.H.JAMES " در کتابی با عنوان " هاروارد کارتر " با ما از روزهای قبل و بعد از کشف این مومیایی باستانی سخن میگوید . تصمیم من این بود که این مطلب را در 3 پست در اختیار شما مهربانان قرار دهم – اما دیدم حیف است برای لحظه ای شما را از احساس درونیتان خارج کنم .برای همین مجبور شدم بخاطره سنگین نشدن وبلاگ صفحه ای را لینک کنم تا شما نهایت لذت را از مطلب ببرید . مورد بعد مربوط به تصاویر میباشد, شما میتوانید تصاویر بزرگ این حادثه را در البوم اختصاصی وبلاگ پیشگویان بزرگ مشاهده کنید . ( البوم تصاویر ) دوستی در مطلب " مقبره مرگ " یاداوری کرده بود که نام سعی این مومیایی " توت عنخ امن " میباشد . انهم به روی چشم – از تمام عزیزان که با ایمیل و نظرات خود ما را دلگرم می کنند, صمیمانه دستشان را میفشارم و نهایت تشکر را دارم .

 

راهی بسوی توت عنخ امن

 

چاره ای نبود و باید از خیر جستجو میگذشت . " جرج هربرت " پنجمین کنت خانواده " کارناروون " طی یک سرمایه گذاری 25 هزار پوندی خود ( معادل یک میلیون دلار فعلی ) که ظرف 6 سال در اختیار باستان شناسی بنام " هاروارد کارتر " قرار داده بود, به جز 13 کوزه کوچک مرمر سفید چیز دیگری در "دره  شاهان" هاروارد کارتر به همراه سرمایه گذاربزرگ انگلیسی لرد کارناروون - سمت چپ کارتر سمت راست لرد کارناروون  نیافته بود . اکنون تابستان سال 1322 این اشراف زاده ناخرسند به این نتیجه رسیده بود که میبایست رویای یافتن گور گمشده " توت عنخ آمن " را کنار بگذارد . او مانند قمار بازی که پس از باختهای متوالی از پشت میز برمی خیزد – قصد داشت از ماجراجوئی های بیشتر دست بکشد . اما " کارتر " مصمم بود به کار خود ادامه دهد . این باستان شناس کوتاه قد و چهار شانه, با بینی پهن و بزرگ و سبیل امرانه که چهره ای خشن به او بخشیده بود, با شکست کامل ارزوی دیرینه اش مواجه بود – از اینرو شجاعانه اعلام داشت که کار را با هزینه خود ادامه خواهد داد . با توجه به وضعیت مالی " کارتر " که نشان دهنده تو خالی بودن عهد و سوگند وی بود, " لرد کارناروون " تحت تاثیر عزم جزم دوست خود, با اکراه موافقت نمود که فقط یکسال دیگر هزینه کاوش را تقبل خواهد کرد . " کارتر " در اعتقاد خود به این مسئله که مقبره محل دفن " توت عنخ امن " در دره شاهان دست نخورده میباشد عملا" تنها بود . در سال 1922 پافشاری او در جستجوهایش, سبب ریشخند و استهزاء برخی همکارانش گردیده بود . علاقه او به این گور 15 سال پیش در سال 1907 بر انگیخته شد و این زمانی بود که یک حقوقدان ثروتمند امریکائی بنام " تئودور دیویس " که در زمان بازنشستگی خویش به باستان شناسی روی اورده بود, به حفره کوچکی برخورده بود که قطعاتی از مصنوعات, حلقه های گل, و خورده های نان کوزه های شراب در ان موجود بود و برخی از ان اشیاء مهر سلطنتی " توت عنخ امن " زده شده بود . همانگونه که بررسیهای بعدی نشان داد, این اشیاء عتیقه فی الواقع پس مانده های از مراسم دره شاهانخاکسپاری ان فرعون بوده اند – اما " دیویس " مدعی بود که محل گور را شناسائی کرده است – ولی " کارتر " این ادعا را رد میکرد . کشف مهرهای " توت عنخ امن " کارتر را به این فکر انداخت که ارامگاه این فرعون جوان در محدوده مثلثی دو نیم هکتاری که محل حفاری " دیویس " بود قرار دارد, یعنی همان محدوده در بر گیرنده گورهای سه فرعون دیگر به نامهای " رامسس دوم " – " مرنپتاه " و " رامسس ششم " – تصمیم او به حفاری در این محدوده نشان دهنده عزم و لجاجت و یکدندگی او بود . صبح هیجان انگیز 4 نوامبر سال 1922 فرا رسید . همزمان با اخرین حفاری " کارتر " در جائی که توده سنگهای مربوط به گور " رامسس ششم " بر رویهم انباشته شده بود . سکوت عجیبی حکمفرما بود . کارگران او پله ای را که در قاعده یک سنگ تراشیده شد بود کشف کرده بودند – همه انها منتظر او بودند تا فرمان صادر شود . این باستان شناس دستور داد که به فوریت کار حفاری ادامه یابد و خود با هیجان به تماشای پدیدار شدن پلکانی که به پائین میرفت ایستاده بود . شانزده پله به یک گذرگاه زیر زمینی حفاری شده در درون تخته سنگها راه میبرد که مملو از قلوه سنگ بود . این گزرگاه 27 فوت طول داشت و پاکسازی ان چندین روز طول کشید . هنگامیکه دهلیز تمیز شد, " کارتر " خود را در برابر دری یافت که توسط تخته سنگهای بزرگ مسدود شده بود . بر روی اولین نشانه ها - ایا براستی این مقبره توت عنخ امن است.؟این درب مهر و نشان گور سلطنتی مربوط به " دره شاهان " وجود داشت . او با قلب طپنده متوجه شد که در مزبور در ایام باستان گشوده شده و مجددا" مهر و موم گشته است . او بعدها نوشت : شک و تردیدهای ناشی از ناکامیهای گذشته بدنم را به لرزه دراورد – ایا این یک گور سلطنتی بود؟ ایا بالاخره گور " توت عنخ امن " را کشف کرده بود؟ ایا این گور هم توسط غارتگران عهد باستان از محتویات خود خالی شده بود.؟ برای پاسخ این سئوالات – میبایست 2 هفته دیگر صبر میکرد تا حامی مالی او یعنی " لرد کارناروون " که در انگلستان بسر میبرد به وی بپیوندد . در هر صورت او دستور داد تا مجددا" دهلیز و پلکان را از سنگ پر کرده و بر روی ان تخته سنگهایی قرار دهند تا مبادا دزدان – این 2 مرد را از ارزوی دیرینه شان که همانا گشودن در بدست خودشان بود محروم سازند . " دره شاهان " دهها سال بود که مورد توجه باستان شناسان قرار داشت. اگر چه این منطقه بسیار گرم و خشک و خالی از هر موجودی زنده ای بود, اما بخاطره تاریخچه پر از بیم و ترس ان – اذهان را به خود مجذوب میساخت . در این مکان متروک, در میان تپه های سنگی ان سوی "تبس " 28 فرعون قدرتمند در گورهای عمیقی خفته بودند که هم جنبه خانه را داشت و هم جنبه قبر – زیرا این گورها مملو از تجملات و لذتهای زندگی بود . این محلهای دفن, جایگاه سحر و جلال خیره کننده ای بودند . در طی 420 سالی که این دره ارامگاه شاهان شده بود ( منظور نام جدیدش میباشد ) جمعی متشکل از کارگران و هنرمندان فعال مشغول حجاری و تزئین گورهای سلطنتی بودند و از پی خود, اسناد و مدارک باور نکردنی از نقاط ضعف و قوت خود بر جای گذاشته – که این دره را نه فقط برای مردگان – بلکه برای زندگان نیز قابل توجه میساخت .

 

لحظه تاریخی فرا رسید

 

با ورود " لرد کارناروون " و دخترش " لیدی اولین " و دوستانشان " ارتور کلندر "  کارتر دستور داد تا گذرگاه را براستی پشت این دیوار چیزی هست؟ این سئوالی بود که همه از خود میپرسیدندپاکسازی کنند و سپس در بعد از ظهر 26 نوامبر, اسکنه خود را بدست گرفت و در حالیکه دوستانش به خیره شده بودند, در تاریکی گذرگاه به ایجاد حفره ای در فوقانی ترین قسمت بلوکهایی که بر سر راه قرار داده شده بودند پرداخت . کارتر میگوید : با دستانی لرزان شکاف باریکی در گوشه فوقانی سمت چپ ایجاد کردم .شمع را داخل حفره نمودم و به تماشای درون اتاق پرداختم  . وقتی چشمانم به تاریکی عادت کرد, بتدریج قادر شدم محتویات اطاق را ببینم . حیوانات عجیب و غریب, مجسمه های طلا که درخشش ان همه جا را گرفته بود . برای لحظه ای که برای دیگران بی نهایت طول کشید از حیرت و تعجب گنگ شدم . " لرد کارناروون " با اضطراب از من پرسید : چیزی می بینی؟ و من تنها کلماتی را که توانستم بر زبان بیاورم اینها بود –(( بله چیز های شگفت انگیز ))

 

 
 

 
سه شنبه 14 شهریور ماه سال 1385
هجوم به مقبره مرگ

سالهای بسیاری از کشف مقبره" توتن‏خامون" میگذرد . اما عجیبتر از کشف مومیایی و تابوت عظیم توتن‏خامون کتیبه ای است, که بر ان هشدار داده شده بود که " هرکسى که آرامش فرعون را بر هم زند، عفریت مرگ بال‏هاى خود را بر او خواهد کوفت " این کتیبه که معروف به نفرین اهرام و یا نفرین مقبره توتن‏خامون است – سالیان سال باعث شد تا داستانها و ماجراها توسط افراد مختلف نقل شود . این کتیبه به همراه لوازم و تابوت جواهر نشان توتن‏خامون , توریستهای بیشماری را بخود جلب می کنند و روزانه افراد زیادی از ان دیدن می کنند . مطلب امروز قسمتی از کتاب "در پیشگاه حقیقت"، نوشته رنه ویکتور پیل، ژان پیرامبروهوریس، میباشد . البته همین مطلب در کتاب " هجوم به مقبره مرگ " بقلم  " کلاری لیولین " و دکتر " رابرت بل ارد " نیز بچاپ رسیده است. کتاب فوق را با نام دیگری نیز میشناسند-" همراه شدن با بزرگترین ماجراجو & برای کشف گنجینه " این کتاب مربوط میشود به خاطرات " هوارکارتر " و همراهانش برای کشف مقبره " توتن خامون " – اگر عمری بود و اگر فرصتی پیش امد – خلاصه ای از این تلاش باور نکردنی را در اینده در وبلاک خواهم گذاشت . تابوتی که معلوم نیست چگونه در مقبره جای گرفته.! گنجینه ملکه و تخت سلطنتی او .! وسایل و ارابه هایی که برای خاکسپاری " توتن هامون " بکار رفته و درون مقبره جای گرفته است . اما مطلب امروز ما مربوط میشود به" نفرین مقبره" .

 

 

هجوم به مقبره مرگ

 

کاهنان دربار فراعنه در تمدن مصر باستان، در زمره مرموزترین شخصیت‏هاى تاریخ به شمار مى‏روند تا جایى که در خصوص زندگى برخى از آنان کتاب‏هایى مستقل به چاپ رسیده است.  هوش و فراست این دولت مردان در سایه تمدن مصر، تنها به دایره نفوذ انکارناپذیر آنان در ساختار حکومت فراعنه ختم نمى‏شود, بلکه با تسلط آنان برخى از علوم مانند, فیزیک و شیمى با استفاده از نوع معمارى و مواد مهلک و سمى,مقبره فراعنه رابه مرگ‏بارترین مکان‏ها براى هر فرد متجاوز به قبر فراعنه تبدیل مى‏کردند - تا جایى که هرفرد راه یافته به هوارکارترگنجینه‏هاى مدفون در مقابر, اگر از تله‏هاى گوناگون چون فرو ریختن سقف یا حرکت خود و با برداشتن سنگى از قبور عبور کند، گرفتار قارج‏هاى سمى مى‏شود که در فضایى بسته انتظار هر راهزنى را مى‏کشد.


تبحر معماران مصر باستان در مهندسى اهرام تا بدان جا بود که وقتى یکى از رهبران شوروى سابق حضور در مقبره یکى از فراعنه در اهرام ثلاثه را در برنامه‏هاى خود قرار داده بود. سروسى جاسوسى شوروى سابق (کا-گ- ب) با نتیجه‏گیرى از آخرین داده‏هاى دانشمندان در خصوص تمرکز انرژى در نقطه مرکزى آرامگاه، دیدار وى را لغو کرد.   امروز آمیزه‏اى از واقعیت‏هاى اثبات شده علمى با برخى از حوادث و اتفاقات روزمره زندگى، به سوژه‏اى جذاب براى نویسندگانى مبدل شده است که مخاطبین خود را براى لحظه‏اى در فضاى افسانه و حقیقت رها مى‏سازند. در هفدهم فوریه سال 1923 م. در شهر" لوکسور" مصر، حدود بیست نفر در برابر یک دیوار سنگى گرد آمده بودند. این دیوار چندین هزار سال پیش تعبیه شده بود تا آرامش ابدى فرعون جوان " توتن‏خامون" را حفظ کند. در حدود بیست نفر شاهد، پشت سر "لردکارنارون"‏- و" هوارکارتر"- باستان‏شناسان انگلیسى که سرنوشت خارق‏العاده‏شان موجب شد تا در سراسر جهان مشهور شوند، صف کشیده بودند. اندکى از ساعت دوى بعدازظهر گذشته بود. چند دقیقه بعد، "هوارکارتر" تخریب این دیوار را که راه ورودى مقبره را بسته بود، آغاز لردکارنارونکرد. بازوى کارتر بالا رفت. در دست راست او یک چکش سنگین بود و با دست چپش مته بزرگى را گرفته بود تا این دیوار اسرارآمیز را سوراخ کند. حاضرین جملگى مى‏لرزیدندو" لردکارنارون " ناخودآگاه به فکر کتیبه‏اى افتاد که بر روى گل آجرى نقش بسته بود. چند هفته پیش این کتیبه را یافته و با زحمت بسیار موفق به خواندن متن آن شده بودند. در این کتیبه، ظاهراً به پیدا کنندگان مقبره چنین اعلام خطر شده بود . . "هرکسى که آرامش فرعون را بر هم زند، عفریت مرگ بال‏هاى خود را بر او خواهد کوفت". "کارتر"، سوراخى را به اندازه دو برابر قطر بازوى خود ایجاد کرد و مقبره را به مدد یک لامپ برقى روشن کرد. جزئیات درون فضاى آرامگاه را دیگر مى‏شد به روشنى دید. درخشش اشیاء، چشمانش را زد. همه جا روى دیوارها و روى زمین آکنده از طلا بود. آرامگاه زرین در برابر دیدگان بهت‏زده باستان‏شناسان مى‏درخشید. این دو مرد شکاف دیوار را وسیع‏تر کردند. صندوق زرین عظیمى تقریباً همه فضاى مقبره را انباشته بود. در یک سوى آن دو در  فقل تعبیه شده بود, که بدون زحمت و سروصداى زیاد باز شدند. در درون این صندوق,یک جعبه دیگر آن هم طلایى وجود داشت, اما بر روى درهایى که در صندوق قرار گرفته بود، مهر و موم دست نخورده‏اى دیده مى‏شد که معلوم بود از زمان تدفین فرعون تا این زمان, هیچ کس آن چه را که پشت این مقبره در بسته پنهان شده, ندیده است . این دو باستان‏شناس، با دقت هر چه تمام‏تر، درهاى سرداب را بستند و دوباره راه آن را مسدود کردند. در میان حاضرانى که در بحر مکاشفت فرو رفته بودند, هیچ کس یک کلمه صحبت نمى‏کرد. در آن‏جا, یک وزیر, چندتن صاحب منصب عالى مقام دولت,باستان‏شناسان, دانشمندان، بازرس‏هاى کل اداره باستان‏شناسى مصر و دو زن وجود داشتند. در این جمع بیست نفرى,سیزده نفر آنها در مدت چند ماه به طرز خشونت بار و مرموزى از بین رفتند. در حدود چهل روز بعد،"هوارکارتر" از قاهره تلگرامى دریافت کرد به او خبر داده شده بود که" لردکارنارون" شدیداً بیمار است". هوارکارتر" که در" لوکسور" بود, زیاد به این تلگرام اهمیت نداد, ولى به زودى تلگرام دومى با این عبارت رسید: جزء کارتر همه ناگهان مردندلردکارنارون به طور جدى بیمار است و تب شدیدى دارد. کارتر با شتاب فراوان به سوى پایتخت مصر روانه شد. دوازده روز بود که " لردکارنارون" با تب‏هاى بسیار شدید دست و پنجه نرم مى‏کرد. در اطاقى که در هتل کنتینانتال داشت, گرما غالباً به چند درجه مى‏ریسید. پسر" لردکارنارون" براى دیدن و مواظبت دائمى پدر به مصر رسید. در همان شب ورود, در ساعت دو و ده دقیقه کم شب، توسط پرستار از خواب بیدار شد.  پدرش مرده بود. به اطاق پدر دوید و در لحظه‏اى که مى‏خواست وارد اطاق شود، ناگهان همه چراغ‏ها خاموش شد . خواهر" لردکارنارون" اشک مى‏ریخت و آخرین کلماتى که لرد بر زبان جارى کرد، وافعاً عجیب بودند: «صدایش را مى‏شنیدم به دنبالش راه افتاده‏ام...» در همان لحظه‏اى که لرد در قاهره مشغول جان دادن بود. هزاران کیلومتر دورتر، یعنى در انگلستان و در منزل خانوادگى کارنارون‏ها, سگ کوچک لرد شروع به نالیدن کرد و آن‏گاه بر روى دو پاى خود ایستاد و سپس مرد . چند روز بعد، باستان شناس آمریکایى" آرتورمیس" که به" کارتر "کمک کرده بود تا دیوار اطاق فرعون راخراب کند، احساس خستگى کرد. پیش از آن که حتى پزشکان بتوانند کوچک‏ترین اظهار نظرى کنند، عقلش را از دست داد و در همان هتلى که لرد از دنیا رفته بود، او نیز جان داد . در همان زمان‏ها، میلیاردر معروف آمریکایى" جرج جى  گل وله " که شدیداً از مرگ دوست قدیمى خود" لردکارنارون" متأثر شده بود، به وسیله کارتر, مقبره توتن خامون را تماشا کرد و فرداى آن روز, تب وحشتناکى او را انداخت. پزشکان نظر دادند که بر اثر نارسایى قلبى مرده است. مرگى که به هر حال عجیب و غریب بود و چهار هفته بعد از اعلامیه او در انکار نفرین فراعنه روى داد, یعنى همان روزى که در موزه قاهره که توسط "جمال محرز" اراده مى‏شد, اشیاى گران بهایى را که از مقبره "توتن خامون" به دست آمده بود. قرار مى‏دادند, به ویژه ماسک طلایى این فرعون را که بیست و پنج لیور سنگینى داشت. در تاریخ سوم نوامبر 1962 م. یک پروفسور پزشکى و زیست‏شناسى دانشگاه قاهره بعد  از مطالعه تمام نظریه‏ها و طرح نظریه داریواکتیویته و همین طور مسمومیت محیط مقبره فرعون به علت بسته بودن کامل، خود را براى اعلام نظریه جنجال‏آفرین در باب این به اصطلاح نفرین آماده مى‏کرد. پرفسور "عزالدین طاها"، این حقه اسرارآمیز را شکسته بود. روزنامه‏نگاران سراسر جهان به سالن کنفرانس هجوم آوردندو پروفسور رشته کلام را به دست گرفت. "چندین سال است که من تعداد فراوانى از باستان شناسان و کارکنان موزه‏ها را مورد معاینه قرار مى‏دهم. در تمام موارد مشاهده کرده‏ام که در بدن مریض‏هاى من ویروسى وجود دارد که موجب تورم مجارى تنفسى شده و تب‏هاى بسیار شدیدى را موجب مى‏شود: لذا توانسته‏ام در انسیتوى میکروب‏شناسى دانشگاه قاهره، یک سلسله ویروس‏هاى خطرناکى را که موجب ناخوشى‏هاى گوناگون است و بین آنها ویروس آسپرژینوس‏نیژر7 نیز بود، مشخص کنم. این ویروس مى‏تواند به طور غیر عادى در درون مومیایى‏ها، در مقابر و اهرام، حدود حداقل سه تا چهارهزار سال زنده بماند" . پرفسور "طاها" چنین نتیجه گرفت: "این کشف، یک بار براى همیشه این فکر خرافى را در هم مى‏کشند که جستجوگرانى که در مقابر باستانى کار کرده‏اند, و بر تأثیر نفرین مرده باشند. امروز هنوز هم کسانى هستند که به تأثیر نیروهاى فوق طبیعى باور دارند ؛ ولى ما بر این مزخرفات خط بطلان مى‏کشیم". شب سوم نوامبر 1962 م. بسیارى از کسانى که درتماس با مومیایى فراعنه، مقابر و اهرام بوده‏اند، از سخنان پرفسور طاها تسکین یافتند و ترسشان از میان رفت. روزنامه نگاران چکیده‏هاى فراوانى از کنفرانس طاها تهیه کرده و منتشر نمودند. "ما بر این مزخرفات خط بطلان مى‏کشیم" و البته که این حرفها چرند و پرند بود. توجیه مرگ اسف بار حدود سى نفر محقق، فقط از جهت علمى مقدور است و نظریه پرفسور طاها قابل نقض و رد نبود . چند روز بعد، پرفسورطاها در جاده بین قاهره و سوئز اتومبیل مى‏راند. او پشت فرمان بود و در کنارش دو نفر از همکاران علمى او نشسته، از این مزخرفات سخن مى‏گفتند که ناگهان، درحالى که اتومبیل پرفسور طاها در هفتاد کیلومترى مشرق قاهره مشغول رفتن بود، بدون هیچ دلیلى به طرف دست چپ منحرف شد و این اتومبیل در این جاده خلوت با اتومبیل دیگرى بى دلیل تصادف کردو پرفسور طاها و دو همکارش بى درنگ به قتل رسیدند؛ ولى مسافران اتومبیل دیگر فقط جراحات اندکى برداشتند. تشریح جسد پرفسور طاها نشان داد که او نیز قربانى نارسایى قلبى شده است!.

ماسکی از طلای ناب که تصویر توتن خامون را نشان میدهد